سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

217

طب در دوره صفويه ( فارسى )

قسم خورده بود كه جان توطئه‌كنندگان در امان خواهد بود فقط به تنبيه ايشان قناعت كرد و دستور داد تا چشم‌هاى هر دو نفر را فى المجلس با نوك چاقو درآوردند و سپس سرباز را به عنوان پاداش به زيارت آرامگاه حضرت على ( ع ) به نجف فرستاد . نحوهء در آوردن چشم گوناگونى داشت . صمصام الدوله را با فرو كردن يك شيئى تيز به داخل چشم‌هايش كور كردند و اين عمل توسط محمد لحافدوز انجام گرفت اما پس از چند هفته خبر آوردند كه چشم‌هاى صمصام الدوله هنوز نسبت به نور از خود حساسيت نشان مىدهد و محمد لحاف‌دوز با نوك قمه آن‌ها را از كاسه درآورد . يكى ديگر از روش‌هاى كورسازى ماليدن يك ميله سرخ‌شده در آتش بر روى كره چشم بود . وقتى شاه صفى اول به سلطنت رسيد دستور داد تا كليهء شاهزادگانى را كه به ايشان دسترسى داشت به اين صورت كور كردند و وقتى ديد كه اين كار موجب كورى صددرصد برخىها نگرديده است دستور داد تا مثل محمد لحافدوز چشم‌هاى اين افراد را از حدقه درآورند . شاه سليمان حتى پسر بزرگتر و وليعهد خود را نيز به اين صورت كور ساخت خواجه‌اى كه مامور انجام اين كار شده بود ميل را به همان صورتى كه به وى دستور داده شده بود به چشم‌هاى محكوم كشيد ولى چون دلش سوخته بود ميل را خيلى داغ نكرد و به اين ترتيب پسر هم قدرت بينائى خويش را حفظ كرد و هم جانش را . وقتى شاه سليمان در بستر مرگ افتاد از كارى كه با وليعهد خويش انجام داده بود سخت پشيمان گرديد و خواجه‌اى كه اين كار كرده بود به او گفت كه مىتواند قدرت بينائى را به پسرش بازگرداند و اگر به وى اجازه داده شود قادر به انجام اين كار مىباشد شاه كه خود را در آستانهء مرگ مىديد دستور داد تا اين كار را بكند و خواجه پسر را به بالين پدر آورد و با تكان دادن دست تظاهر به درمان او كرد و شاه چنان از ديدن اين كه پسرش دوباره قدرت بينائى خود را به دست آورده است خوشحال شد كه تا فرداى آن روز زنده ماند و شاهد جلوس فرزندش بر تخت سلطنت شد . اين پسر تحت عنوان شاه عباس دوم سلطنت كرد . همين شاه صفى يك روز دستور داد تا چشمان يكى از درباريان را كه تصور مىرفت مرتكب گناهى شده باشد دربياورند يكى از روساى دربار كه حضور داشت وقتى ديد كه مامور اجراى حكم چگونه نوك چاقوى تيز خود را به چشم محكوم فرو مىكند از شدت ناراحتى چشم‌هاى خود را بست و سر خود را برگرداند شاه كه متوجه اين حركت او شد دستور داد تا چشم‌هاى او را نيز درآوردند . حكيم محمد در كتاب جراحى خود نحوهء درمان زخم ناشى از درآوردن چشم را دقيقا شرح مىدهد و مىگويد اگر چشم از حدقه درآورده شده باشد و جاى آن خون‌ريزى داده باشد بايد داخل حدقه را با ماده گرمى پر كرد و روى آن را محكم بست او معتقد است كه در اين حالت استفاده از نمك درمان را تسريع مىسازد و مىنويسد :